دو سال پيش بود كه تابلوي "حقيقت" بالا رفت و اينجا شد چهارديواري مجازي من...

همان روزها كه دنيادنيا حرف براي نوشتن داشتن و سليقه‌اي شدن رسانه هاي اطرافم باعث شد تا كلمات در ذهنم محبوس شوند...

دغدغه ي نوشتن، واژه ها را در ذهنم بيتاب كرده بود. آمدم اينجا بلكه گاهي فارغ از زد و بندهاي رسانه از حقيقت بنويسم...بعد واژه ها روي يك صفحه ي‌ آبي رنگ و ساده اينجا آرام گرفتند و نقد و قضاوت مخاطبان را طلب كردند...

همان موقع بود كه در نخستين پستم تيتر زدم: "سلام به روي ماهت" و نوشتم:

"اگرچه زمستان فصل زیبای سپیدیست اما دوست ندارم واژه هایم یخ بزنند در سرمای بهمن ماه ...بیا با هم بهار شویم و شکوفه بزنیم در سپیدی بهمن که من و تو یعنی قدرتی بی نظیر برای تغییر هر چیزی حتی ذائقه طبیعت..."

حقيقت از جاده اي كه براي خود در پيش گرفته بود شايد بارها منحرف شد و شايد بارها كلمه كم آورد براي هم نوايي با حقايقي كه در اطرافمان رخ مي‌داد... شايد گاه روي به محافظه كاري و گاه روي به مسامحه مي‌آورد اما همه‌اش را مخاطبين خوب حقيقت يادآور مي‌شدند ...و اين همان تاثير به اشتراك گذاشتن تحليل‌هاي شخصي است...

"شهيد" نويسي و "سياست" نويسي بيشترين هاي حقيقت را به خود اختصاص دادند... ولي با همه‌ي سياست نوشت هاي حقيقت، گاهي بحث هاي كامنتي بيشتر مشتري داشت تا متن اصلي، اما گاه هم شخصي نويسي ها، بساط بحث و تبادل نظر را راكد مي‌كرد و خط حقيقت را از سياست دور...

بارها خواسته و ناخواسته آنچنان دچار حاشيه هاي تلخ و شيرين شديم كه نه فراموشمان شد و نه گذاشتند فراموشمان شود. تلخي‌هايش تلخ تر از حقيقت بود و نيشدارتر از باطل...و شيريني هايش خاطره انگيز و زيبا... اما خوشحالم كه با همه‌ي اينها كنار آمدم و اين وبلاگ را به دوسالگيش رساندم.

دعا كنيد كه بصيرتي باشد براي انعكاس "حق"  كه اگر چنين نباشد حضور اين وبلاگ فقط شعار است و بس...و حلال كنيد از همه ي تلخي ها و بدي هايي كه از حقيقت به شما رسيده است...

و البته كه مثل هميشه تلخ اما حقيقتيم...


پ ن:

*مصر و تونس و پيش بيني رهبر آزاده‌مان:

"شكي نيست بر اساس حقايقي كه خداوند متعال مقرر كرده خاورميانه جديد شكل خواهد گرفت كه خاورميانه اسلام خواهد بود."   حضرت اقا (8/12/88)

*در وبلاگ کاتب باشی امام رضا(ع) را زیارت کنید...