آقای فرماندار

جوان بود اما پركار... مي‌گفتند از فعالترين هاي ستاد انتخاباتي احمدي نژاد بوده است و البته مهمتر از آن اينكه خود احمدي نژاد او را به عنوان فرماندار ري برگزيده بود.

شهرري منطقه اي كه تجربه انتخابات را با دويست درصد راي به احمدي نژاد پشت سر گذاشت و در سركوبي بهنگام فتنه خوب اقدام كرد. آنچنان كه سران فتنه به خاطر تجربه هاي تلخشان از حضور در ري بعد انتخابات، جرئت پاگذاشتن به اين منطقه را از دست داده‌اند. جريان تاثيرگذاري ري در خط انقلابيون پايتخت را ليدرهاي فتنه هم خوب شنيده بودند و بدين جهت موسوي در اقدامي مضحك براي ريختن راي خود به صندوق به يكي از مساجد معروف شهرري آمد تا اهالي ري را اندكي همراهي كند اما...و شايد به جهت همين تاثيرگذاري بود كه فرماندار از ميان لايق ترين ها توسط خود رئيس جمهور انتخاب شد.

جعفر فرجي فرماندار 29ساله شهرري، دو سال فرماندار اين مختصات بودن را تجربه كرد و در نهايتِ رضايت مردم از مديريت، سخت كوشي و ديدگاه انقلابي اش، به جرم همراهي نكردن جريان انحرافي بركنار شد...

مراسم تقدير از فرجي

بعضي ها مي‌گويند:ظاهرا ماجرا از هفته دفاع مقدس آغاز شد که فرمانداری ری با همکاری سپاه ناحیه ری نمایشگاهی برگزار کردنند که در آن فرجی با اختصاص یک غرفه فرهنگی نقش جریان انحرافی را در معرض دید عموم قرار داد.

اما فرجي در مورد درگيري اش با جريان انحرافي با فارس اينگونه مي‌گويد كه: "موضوع تقابل با این جریان به گذشته باز می‌گردد که چند ماه پس از اینکه در دولت مسئولیت اجرایی پذیرفتم، این مساله خود را به‌صورت واضح نشان داد و حدود یک سالی است که از کانال‌های مختلف به اینجانب هشدارها داده شد."

فرماندار شهرستان ری با بیان اینکه پس از اردیبهشت ماه این تهدیدها جنبه عملی پیدا کرده است، افزود: "در چند ماه گذشته چندین بار برای برکناری اینجانب اقدام شد تا به امروز که به‌نظر می رسد، علی رغم نزدیک بودن زمان انتخابات حضور ما برای برخی افراد غیرقابل تحمل شده است.هر چند که در این مدت دوستان و مشفقانی بودند که اینجانب را به سکوت در برابر این جریان‌ها دعوت می کردند ولی از خدا می خواهم توفیق دهد که تا لحظه آخری که در سمت فرمانداری هستم، در برابر جریان فتنه و انحراف در صف سربازان ولایت بایستم."

در آستانه انتخابات قلع و قمع كردن مديران انقلابي چه دليلي مي‌تواند داشته باشد جز چشم داشتن به قدرتي كاذب از سوي جريان انحرافي؟! آن هم در منطقه اي كه پتانسيل تعيين كننده‌اش در پايتخت آشكار است. و عدم دخالت احمدي نژاد در مديري كه خود روزي بهترين مي خواندش و او را براي روزهاي حساس تعيين كرده بود در اجحافي كه نزديكانش در حق مديريت او كرده‌اند شرم آور است.

مراسم تقدير از فرجي

بركناري فرجي چنان با كينه توزي همراه بود كه حتي مراسم تقدير از او كه به صورت خودجوش و مردمي در سالن شيخ صدوق حرم حضرت عبدالعظيم برنامه ربزي شده بود از طرف فرمانداري جديد كنسل اعلام شد و درهاي سالن را به روي مردمي كه براي شركت در مراسم آمده بودند بستند.مردم در بهت خود پشت در سالن تجمع كردند اما به جاي شنيدن پاسخ كم كم متهم به ايجاد اغتشاش شدند. اما فرجي در ميان صحبت هايش بين مردمي كه جمع شده يودند درون حياط يادآور شد كه اينجا كسي قصد اغتشاش نداشته است و چه نكته ي زيبايي را دكتر زارعي نماينده مجلس و سخنران جلسه كه حالا براي جمعيت حاضر در فضاي باز صحبت ميكرد گفت: "۳۳ سال از انقلاب گذشته و بالاخره این نحوه تقدیر را هم دیدیم که از یک فرماندار انقلابی در خیابان تقدیر شود."

مسئولين جريان انحرافي فكر كرده بودند كه با ندادن تريبون به فرماندار محبوب ري از ميزان افشاگري ها و حرف‌هاي حق او كاسته‌اند اما فراموش كرده بودند كه بسيجي دست به قلمي كه مدتي فرماندار اين مردم بود، با نوشتن چند خط حقيقت هم مي‌تواند حرفش را به مردم برساند. فرجي حرف ها، اتمام حجت‌ها و خداحافظي اش را در قالب يك نامه نوشته بود كه تكثير و ميان مردمي كه براي تقديرش جمع شده بودند پخش شد. و در آن گفته بود كه:

 "از الطاف خفیه و جلیه آقای رحیمی و مشایی و پیگیری های مجدانه ایشان و همکاران‌شان در برداشتن بار مسئولیت اجرایی از دوش فرزندان خدوم و صدوق انقلاب به‌ویژه در دولت دهم نیز تشکر می کنم! مطمئناٌ این همه برنامه ریزی و خبرسازی برای حذف نیروهای ارزشی بی مزد و اجر نخواهد ماند. بنده به حسب وظیفه قصد دارم در سلسله یادداشت های به تبیین گوشه هایی از نگاه و تفکر و طرح و هدف ایشان -که موجب تنگ شدن حلقه اطرافیان رئیس جمهور محترم و… شده است- بپردازم."

و همچنين براي بستن باب اتهام دشمنان دوست نما در پايان نوشته بود كه: "نیز اعلام می کنم که آمادگی دارم تا تمامی حساب و کتاب های شخصی و خانوادگی و اقوام درجه یک بنده مورد بررسی و موشکافی قرار گیرد و نتیجه آن به ملت صبور و مومن اعلان شود تا هم زمینه برخی شبهه افکنی های فرافکنانه و فریبکارانه برچیده شود و هم بابی گشوده شود تا به حساب همه مسئولین، به جد و حق و عدل، رسیدگی شود!" (متن کامل نامه را در اینجا بخوانید)

یا علی

طرح بالا کار زیبایی از شیعه فوتو 

صد سال به اين سا‌ل‌هاي اهالي مطبوعات!

قدم مي زدم و آشنا رؤيت مي كردم...سلام و عليكي و حال و احوالي و بعضاً دست و ديده بوسي ... و صد سال به اين سال‌ها رفيق!!!

اين رسم ديدار از نمايشگاه مطبوعات امسال بود... يك نمايشگاه براي اهالي رسانه كه برخلاف سال‌هاي گذشته بدون هيچ حاشيه مطبوعاتي و اتفاقي جهت خبرشدن سپري شد...

نمايشگاه مطبوعات چندان شبيه نمايشگاه نبوده و نيست. وقتي با دوست دانشگاهيم قدم مي زدم و او گاه متعجب مي‌پرسيد اصلاً اين نمايشگاه به چه دردي مي‌خورد و قرار است چه دردي را درمان كند؟ بعد از كمي مكث با لبخند اولين جوابي كه به ذهنم آمد را گفتم، كه اينجا جاييست كه فقط خود اهالي رسانه مي‌فهمند چه خبر است و بعضاً خودشان هم نمي‌فهمند اما شايد مهمترين خاصيتش ديد و بازديد عيد(!) اهالي مطبوعات باشد!!

حتي ايستگاه هاي پذيرايي با نسكافه هم داشت كه اگر پذيرايي در غرفه هاي آشنا از تنوع مطبوع هواي پاييزي كافي نبود در آنجا بتواني نسكافه با طعم مطبوعات نوش جان كني...

و اما آنچه در ميان اين همه تجديد آشنايي‌هاي نمايشگاه، دردناك بوده و وجدان نيمه بيدار برخي را به درد مي‌آورد هزينه هاي گزافي بود كه به خاطر اين ضيافت رسانه اي خرج شده بود ...رسانه‌هاي سرآمد نمايشگاه مطبوعات، حتي به حرمت شعار امسال و نام "جهاد اقتصادي" يكسال ريخت و پاش‌هاي نمايشگاهي خود را تعطيل نكرده بودند.

و البته بدتر از آن بي عدالتي در دخل و خرج غرفه ها و رسانه هاي مختلف بود...چه بسيار بودند رسانه هايي با كاربري كمرنگ، كه خيلي بيشتر از رسانه هاي تاثيرگذارتري كه زياد از آنها سراغ گرفته مي‌شد هزينه كرده بودند.

همچنين بودند رسانه هايي كه به خاطر نداشتن بودجه جهت برپاكردن غرفه، در نمايشگاه اصلاً حضور نداشتند مانند هفته نامه 9دي و...و... ظاهراً نظارتي هم براي اين دخل و خرج فرهنگي در نمايشگاه و اختصاص يارانه(!) و بودجه‌اي هم ديده نمي‌شد.

و البته كه اين سطور كه از ديدگان بصير شما گذشت فقط ذكر بخشي از كمبودهاي بزرگترين پاتوق رسانه‌اي بود و ديگر هيچ...


 پ. ن: عزیزی می گفت از رفتارهای تلخ و شیرین همکاران رسانه ای بنویس...آن هایی که اوقاتت را با رفتارهایشان تلخ کردند و به روی مبارک هم نیاوردند و آن هایی که بعد از مدتها هنوز هم به همکاری گذشته و آشناییشان افتخار می کنند.ما هم به سفارش همان عزیز این کلی گویی حاشیه ی شخصی را در پینوشت آوردیم تا وجدان قلممان در متن نوشتار زیر سوال نرود...