1- اگر مي‌خواهيد فيلم قلاده‌هاي طلا را ببينيد يادتان باشد به عنوان تماشاي يك فيلم معمولي به سالن سينما برويد تا بتوانيد از هنرنمايي‌هاي كارگردان لذت ببريد اگر جو رسانه‌ايِ جذابيت‌هاي فيلم، به شما سرايت كند و سطح توقع شما را از فيلم بالا ببرد، از فيلم لذت نخواهيد برد. آنچه از قلاده هاي طلا يك فيلم استثنايي مي‌سازد فقط جسارت سياسي بودن آن است.

2- اگر مي‌‌خواهيد با اهل و عيال و جهت خوشگذراني به سينما برويد و يك كيلو تخمه را از ابتدا تا انتهاي فيلم ميل كنيد لطفا به تماشاي فيلم ديگري به جز قلاده‌هاي طلا برويد. چون قلاده‌هاي طلا به نظرم اولين فيلم ايرانيست كه هر سكانسش نكته اي دارد و حامل پياميست.

3- وقتي حرف از ايام فتنه مي‌شود تنها وقايعي كه در پاتوق ‌ها برجسته مي‌شود قتل ندا آقاسلطان و حضور فائزه و گنده لاتي‌هاي شيخ اصلاحات در صحبت هاي شاذش است. اما ابوالقاسم طالبي روي واقعه ي پايگاه بسيج ناحيه مقداد انگشت مي‌گذارد، تا با واكاوي مستند وار آن جريان، اندكي از غربت اين موضوع كم كند. بسيجي‌هايي كه در قضاوت زباني ديگران فقط متهم‌هاي اين جريان معرفي مي‌شوند.

4- اگرچه بازيگر جماعت يعني قشري كه نمي‌توان به  قاطعيت در مورد موضعش حرف زد اما برايم جالب است كه اين سال‌ها هر چه فيلم در حمايت از نظريه‌هاي انقلابي ساخته شده ردي از شريفي نيا هم در آن ديده مي‌شود و جالبتر اينكه دل خيلي‌ها پر است از حضور فعال شريفي نيا و امين حيايي در سه فيلم اخراجي‌ها و قلاده‌هاي طلا بخصوص كه اين آخري را امين حيايي با خانواده بازي كرده است. آنقدر دلشان پر است كه صفحه‌هاي فيس بوكشان را پركنند از توهين به اين بازيگران و مثلا بگويند: آقای حیایی! با بازی کردن تو اخراجی های 3 و قلاده های طلا نشون دادی واقعاً پتانسیل منفور شدن رو داری و يا مثلا او را به ليست طردشدگانشان اضافه كنند و يا  به امين حيايي توصيه كنند از شريفي نيا فاصله بگيرد زيرا او باعث پذيرفتن چنين نقش‌هايي مي‌شود. بالاترين و ديگر سايت‌هاي ضد انقلاب هم به اين تخريب‌ها دامن زده و گاه خودشان دامنه ي يك تخريب را كليد بزنند... داشتم مي‌گفتم بازيگر جماعت يعني قشري كه نمي‌توان به قاطعيت در مورد موضعش حرف زد اما كلا خوب است كه برخي از ستارگان سينماي ما هنوز جسارت پذيرفتن نقش‌هايي را دارند كه شايد در مرام هنرمندان(!) اين روزگار ريسك تلقي مي‌شود و بين آن‌ها و همكاران اسكار دوستشان فاصله مي‌اندازد.

5- توقع داشتيم اين فيلم كه تاريخ گوياي حوادث انتخابات بود. سكانس آخر را در حماسه‌ي نه دي به اتمام برساند. اما حرفي هم از آن به ميان نياورد و البته يكي از اهداف اصليش را كه دخالت سفارت بريتانيا بود را هم نتوانست به خوبي به تصوير بكشد تا آنجا که یک دختر کم سن و سال می شود عامل سفارت و... اما باز هم دم ابوالقاسم طالبي گرم كه درباره هدفش از ساخت اين فيلم چنين مي‌گويد: "قلاده های طلا را برای جلوگیری از تحریف تاریخ ساختم من این فیلم را ساختم که اگر فردا تحریف کردند مانند جنگ تحمیلی کاری از پیش نبرند"

6- به نظرم قلاده‌هاي طلا اولين فيلمي بود كه توانست در اولين روزهاي اكرانش امت حزب الله را يكجا براي تماشا به سينما بكشاند...

 ۷- در سينما يك تكنيك(!) نخ‌نما شده‌اي داريم به نام "اوني كه فكر نمي‌كني قاتل است" براي اجراي اين تكنيك كارگردان مجبور است در گوشه و كنار، تهمت‌هايي را به كاراكترهاي مختلف بزند تا بتواند بيننده را تا سكانس آخر دنبال خود بكشاند. ابوالقاسم طالبي هم براي آنكه يك ماجراي داستاني را در روايت تاريخي‌اش دنبال كند اين تكنيك را به كار بسته و ازآنجايي كه مجبور بوده از ميان مردم،جاسوسين و وزارت اطلاعات يكي را قرباني اين تكنيك كند وزارت را انتخاب كرده. تا هم خود را نسبت به وقايع داخل فيلم بي طرف نشان دهد و هم حرف تازه‌اي زده باشد. اما يادش رفته كه تهمت‌هایی را كه به كارمندان رده بالاي وزارت وصل مي‌كند به خوبي پاك كند به همین دلیل در انتها مي‌بيني يكجورهايي يك پاي همه‌ي مسئولين اطلاعاتي فیلم لنگ مي‌زند...