چندي پيش استفتائي تقديم مقام معظم رهبري شد مربوط به مسئله ولايت فقيه كه آقا بدان پاسخ دادند و سوال و جواب به اين صورت بود:

سؤال: خواهشمند است در خصوص «التزام به ولایت فقیه» توضیح دهید؛ به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم که به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام کامل داریم؟

جواب: «ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرائط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار علیهم السلام، که همان ولایت رسول الله صلى الله علیه وآله مى‌‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید نشانگر التزام کامل به آن است»

اگرچه موضوع ولايت فقيه به عنوان يك حكم فقهي و دركنار آن يك مفهوم عقيدتي براي اولين بار نيست كه توسط  رهبري عنوان مي‌شود و چنين استفتائي طرح موضوع جديد نيست. اما شايد اين سوال و جواب كه مانور رسانه‌اي گسترده‌اي از موافقان و مخالفان نظام (شما بخوانيد دوستان جرس) در پي داشته است بهانه جديدي شد تا برخي از عقايدمان را كالبد شكافي كنيم و برخي وظايف را براي خود يادآور شويم.

نمي‌خواهم وارد مباحث تئوريك و مبنايي "ولايت فقيه" شوم. به خصوص آنكه در اينجا مدنظرم هم نيست .آنچه كه مي‌خواهم يادآور شوم. دو نكته‌اي است كه مي‌بايست از حدود يكسال غبار فتنه بيش از ساير مفاهيم ولايت فقيه آموخته باشيم:

1- با توجه به نظر فقهي آقا در اين استفتا وديگر استفتائات، صرف اعتقاد و اطاعت از دستورات حكومتي ولي امر مسلمين فرد در دايره اعتقاد به ولايت فقيه قرار مي‌گيرد...

دقت كنيد اين مفهوم كاملا يك خط كشي است. كه چنانچه كسي يك سمت آن قرار گيرد معتقد به ولايت فقيه و كسي كه سوي ديگرش باشد ضدولايت فقيه است. اين حكم كلي نشان از آن دارد كه صفت "ضدولايت فقيه بودن" نسبت سنگيني است كه گاه در منازعات سياسي به راحتي به كساني مي‌چسبانيم. زيرا با تعريف آقا از التزام به ولايت فقيه در دايره اين اعتقاد گرفتن  راحت تر از آنيست كه  گاه از ديگران انتظار داريم. با توجه به تعريفي كه ما از حكومت اسلامي مي‌كنيم چنانچه كسي با اين مفهوم ولايت فقيه ضديت داشته باشد خارج از دايره نظام قرار مي‌گيرد و با توجه به همين حكم كلي است كه آقا در پیامی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرده بودند:

 «خدشه‌ در التزام‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ و تبعیت‌ از رهبری‌، خدشه‌ در کلیه‌ نظام‌ اسلامی‌ است‌ و اینجانب‌ این‌ را از هیچ‌ کس‌ و هیچ‌ دسته‌ و گروهی‌ تحمل‌ نخواهم‌ کرد؛ البته‌ امروز بحمدالله‌ و توفیقه‌، کلیه‌ آحاد و گروه های‌ خط امام‌، ملتزم‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ و تبعیت‌ از رهبری‌ می‌باشند و امید است‌ که‌ زمینه‌ برای‌ رمی‌ افراد و گروه ها به‌ عدم‌ التزام‌ به‌ آن‌، هرگز فراهم‌ نگردد»

2- حالا آن سوي خط ولايت را كه ضديت بر ولايت فقيه است را كنار بگذاريم و در مورد افرادي كه در دايره ولايت پذيري قرار دارند بحث كنيم. آيا بحث ولايت پذيري در اين حكم كلي خلاصه مي‌شود؟ آيا قرار است تمامي مسئولين و افرادي كه آنها را در دايره نظام مي‌دانيم و معتقد به ولايت فقيه را به يك چشم ديد و قبول داشت؟ آيا از ديدگاه ولايت هم آنها به يك چشم سنجيده مي‌شوند؟

نه، مطمئنا چنين نيست! مطمئنا ميان آنهايي كه با سعه صدر و اطمينان، با تمامي نظرات رهبري- تاكيد مي‌كنم تمامي نظرات رهبري- موافق ونسبت به اجراي آن مطيعند، تفاوت است با كساني كه سخنان و تصميمات رهبري را با چشم اشكال تراشي و نقد شخصي مي‌نگرند.تفاوت است ميان كساني كه رهبري را با همان چشمي مي‌نگرند كه ديگر مسئولين نظام را و در نتيجه تصميمات آقا را برپايه‌ي همان نقدي قبول مي‌كنند كه به ديگر مسئولين روا مي‌دانند با كساني كه حتي اگر گوشه‌اي از سخنان رهبري با نظرات شان هم سليقه نباشد، ذائقه خود را تغيير مي‌دهند و به نظر رهبري نزديك مي‌شوند.

تفاوت ها در" آداب ولايت پذيريست" و در نحوه‌ي اجراي فرمان... مطيع امر رهبري بودن يعني اينكه اطاعت را با اطاعت بدون بهانه گيري معنا كنيم و براي رهبري بايد و نبايدي تعريف نكنيم. قضاوتي به معناي درست و غلط بودن موضع گيري آقا در مباحث مطرح شده از جانب ايشان نكنيم.

بلافاصله اين را هم اضافه كنم كه اين تعاريف بدان معنا نيست كه ما لفظ ديكتاتوري  را در كنار مفهوم ولايت پذيري قرار داده‌ايم. بلكه بدان معناست كه اگر ما نايب برحق امام زمان (عج) بودن ولي فقيه را قبول كرده‌ايم و ولايت او را شعبه اي از ولايت رسول الله دانسته‌ايم (همانگونه كه در استفتا آمده است) و خط ولايت پذيري را رد كرده‌ايم، ديگر نبايد ترديدي در حمايت همه جانبه و اطاعت كامل بدون بهانه گيري از دستورات ولي امر مسلمين داشته باشيم. و چنانچه در اين مهم ترديد داريم يعني در اعتقاد اوليه مان خدشه وارد كرده‌ايم...

يادمان باشد، آن زمان در مسير امتحان ولايت پذيري قرار گرفته‌ايم كه نظري از آقا را منطبق با نظرات خود نبينيم و در اين ميان بخواهيم تصميم بگيريم كه طبق نظر آقا رفتار كنيم، يا به خاطر زاويه‌اي كه با نظر خاص ايشان پيدا كرده‌ايم بهانه جويي كنيم براي رهبري؛ كه نبايد فلان حرف را در فلان جا بيان مي‌كرد يا من رهبري را منهاي بعضي عقايد شخصي‌شان(!) قبول دارم و حرف هاي من نقدهايي است كه به رهبري رواست و... در اين جاست كه درصد خلوص هركس نسبت به عقيده‌اش سنجيده مي‌شود. زيرا وقتي نظراتمان هميشه همسو با نظر رهبري باشد كه هنري نمي‌خواهد داعيه دار مطيع رهبري بودن...

 

افتخار درج لینک این مطلب در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری


پ.ن:

۱- فضا فضای مجازیست و گاه تطابق با فضای حقیقی را برنمی تابد، تاخيرهايمان را به بزرگي خود ببخشيد

۲- باز هم نیمه ی شعبان شد و حسی غریب و  یاد تو...